<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?>
<feed xmlns="http://www.w3.org/2005/Atom">
    <title>interviews</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.electronews.ir/interviews/" />
    <link rel="self" type="application/atom+xml" href="http://www.electronews.ir/interviews/atom.xml" />
    <id>tag:www.electronews.ir,2007-08-16:/interviews//4</id>
    <updated>2008-02-05T13:55:30Z</updated>
    
    <generator uri="http://www.sixapart.com/movabletype/">Movable Type Publishing Platform 4.0</generator>

<entry>
    <title>مصاحبه ای با جاناتان دال، مدیر فروش و بازاریابی IEEE</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.electronews.ir/interviews/technology/208/" />
    <id>tag:www.electronews.ir,2008:/interviews//4.208</id>

    <published>2008-02-05T10:50:01Z</published>
    <updated>2008-02-05T13:55:30Z</updated>

    <summary>جاناتان دال مدیر پرسنل و نیز مدیر فروش و بازاریابی IEEE می باشد. اين مصاحبه توسط مجله ی Against the Grain صورت گرفته است. ATG : پيش از هر چيزی، &quot;مدير پرسنلی&quot; چيست؟ دال: فکر کنم، همان نائب رئيس باشد. وقتی 18 سال پيش به IEEE آمدم عنوان شغل من همین بود، و هنوز هم همین است. کار من در این 18 سال چندان پیشرفتی نداشته است. ATG : چرا یک انجمن علمی نیازمند بخش فروش و بازاریابی است؟ دال:...</summary>
    <author>
        <name>فرهاد سپيدفكر</name>
        
    </author>
    
        <category term="Technology" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
    
    <category term="ieee" label="IEEE" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#tag" />
    <category term="کتابداری" label="کتابداری" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#tag" />
    <category term="اقتصاد" label="اقتصاد" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#tag" />
    <category term="جاناتاندال" label="جاناتان دال" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#tag" />
    
    <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://www.electronews.ir/interviews/">
        <![CDATA[<img src="http://i26.tinypic.com/ketgcz.jpg" style="float:left; padding:3px">جاناتان دال مدیر پرسنل و نیز مدیر فروش و بازاریابی IEEE می باشد. اين مصاحبه توسط مجله ی <a href="http://www.against-the-grain.com" target="_new">Against the Grain</a> صورت گرفته است.

<strong>ATG : پيش از هر چيزی، "مدير پرسنلی" چيست؟</strong>

<strong>دال</strong>: فکر کنم، همان نائب رئيس باشد. وقتی 18 سال پيش به IEEE آمدم عنوان شغل من همین بود، و هنوز هم همین است. کار من در این 18 سال چندان پیشرفتی نداشته است.

<strong>ATG : چرا یک انجمن علمی نیازمند بخش فروش و بازاریابی است؟</strong>

<strong>دال</strong>: IEEE دقیقا یک "تجارت" نیست اما ما نیاز داریم تا خود را به شکلی اقتصادی اداره کنیم. درآمد سال قبل ما حدود 350 میلیون دلار بود، که در مقابل ناشران اقتصادی اصلی STM بسیار ناچیز، اما در دنیای علمی بسیار بزرگ است. حدود نیمی از درآمد ما از تجارت انتشاراتی ما بدست می آید، که اصلی ترین فعالیتی است که حوزه ی بنده مسئول آن می باشد، اما ما تجارت کنفرانس گسترده ای نیز داریم (ما سالانه بیش از 600 کنفرانس در جهان برگزار می کنیم) و البته ما یک سازمان عضویتی نیز هستیم.

<strong>ATG : چیز دیگری هم هست؟</strong>

<strong>دال</strong>: بله، ما همچنین استانداردهای فنی را توسعه می دهیم، فعالیتی که در جهان انتشارات STM ناشناخته است، اما در صورتی که شما یک شرکت تکنولوژیکی باشید نقش مهمی را بازی می کند. استانداردهایی مانند Wi-fi و WiMax - و صدها مورد دیگر- بر اساس استانداردهای IEEE می باشند.

<strong>ATG : انجمن IEEE در سال 1884 با عنوان موسسه ی مهندسی برق امریکا تاسیس شد، بله؟</strong>

<strong>دال</strong>: بله، این به معنای این است که 125 امین سالروز تولد ما سال 2009 فرا می رسد. ما در حال برنامه ریزی های اساسی هستیم که امیدوارم ATG و خوانندگانش بتوانند در آن ها شرکت کنند.
اما همانطور که گفتید، این موسسه در سال 1884 شکل گرفت - درست همزمان با نمایشگاهی در فیلادلفیا در مورد یک تکنولوژی جدید به نام الکتریسیته. همزمان با آمدن دانشمندان و مخترعین برجسته ی اروپائی به امریکا، که هنوز یک کشور نوپا بود، با الهام از ایده ی اولیه ای که متعلق به Old World Europe بود، چهار نفر ( که دو نفر از آن ها توماس ادیسون و الکساندر گراهام بل بودند) موسسه ای تشکیل دادند تا این دانشمندان را جذب کنند. اگرچه این اولین باری بود که یک نمایشگاه تکنولوژی بین المللی در امریکا برگزار می شد، کنگره تنها 7500 دلار برای برگزاری آن اختصاص داده بود. حتی در آن زمان، این مقدار پول زیادی نبود. بنابراین آن ها باید کار بیشتری انجام می دادند، و AIEE نتیجه ی آن بود.

<strong>ATG : و در سال 1912 موسسه مهندسین رادیو شکل گرفت، سرانجام با AIEE ادغام گشت؟</strong>

<strong>دال</strong>: این هم داستان جالبی دارد. یک ماه پیش از شکل گیری IRE، شب 12 ام آوریل 1912 یکی از بدترین حوادث دریایی اتفاق افتاد. همانظور که همگی می دانیم، در اولین سفر دریایی خود، کشتی اقیانوس پیمای بزرگ "تایتانیک" به همراه 2200 نفر سکنه به یک توده ی یخ برخورد کرد و به سرعت شروع به غرق شدن کرد. چیزی که اغلب ما نمی دانیم این است: اپراتور بی سیم کشتی شروع به ارسال سیگنال هایی نامنظم کرد، که - اگرچه این تکنولوژی هنوز بطور گسترده استفاده نمی شد و نیز با اینکه شب دیر وقت بود - تعدادی از کشتی های دیگر توانسته بودند آن ها را درافت کنند. آن ها پیغام را به قاره امریکا فرستاده بودند، و کشتی های نجات روانه شده بودند. این واقعیت که آن شب بیش از 700 نفر نجات یافتند، کاملا مرهون تکنولوژی رادیو بود. در طول روزهای آینده تمام جهان مجذوب این تراژدی و عملیات نجات آن شب شدند. در عرض چند ماه حکومت های جهان شروع به انتصاب اپراتور رادیو بر روی تمام کشتی ها نمودند - و رادیو و اپراتورهایش جزء اجتناب ناپذیر اقتصاد جهان شدند. بنابراین این دو سازمان به یکدیگر ملحق گشتند تا چیزی را که ما امروز با نام IEEE می شناسیم در سال 1963 تشکیل دهند. یک آغاز بسیار دراماتیک!

<strong>ATG : رقابت شما با مثلا ACM چگونه است؟ آیا انجمن های رقیب دیگری وجود دارند؟ آیا انجمن ها رقابت می کنند؟</strong>

<strong>دال</strong>: بله و نه، اما اغلب نه، انجمن ها رقابت نمی کنند. ما دیگر انجمن های علمی را به عنوان خواهران و برادران خود می بینیم که با هدف مشترکی کار می کنیم. IEEE قانونا یک سازمان 501(c)(3) می باشد، که قهرا به معنای این است که ما برای منافع بشری فعالیت می کنیم. ما برای پول درآوردن زندگی نمی کنیم، حتی برای منافع اعضای خود اینجا نیستیم، یا برای امریکائی ها، بلکه برای خود بشریت. اغلب انجمن ها به همین دلایل فعالیت می کنند. بنابراین ما اغلب احساس خویشاوندی با دیگر انجمن ها داریم، نه حس رقابت، البته گه گاه برای چاپ یک ژورنال رقابت می کنیم، یا مثلا یک کنفرانس. اما بیشتر اوقات بصورت مشارکتی یک ژورنال را چاپ کرده یا کنفرانسی را پشتیبانی می نمائیم، بنابراین انجمن های علمی اغلب همکار هستند تا هماورد.

<strong>ATG : خوب در مورد ACM چطور؟</strong>

<strong>دال</strong>: ACM یک انجمن برجسته است. ما دو ژورنال مهم را با همکاری هم چاپ می کنیم، و کنفرانس های بسیاری را با هم پشتیبانی می نمائیم، اما در عین حال برای مقالات، کنفرانس ها و اعضاء نیز رقابت می کنیم. تقریبا حدود 20 درصد همپوشانی بین عضویت های ACM و IEEE Computer Society وجود دارد. فکر می کنم راه ساده ی توضیح رقابت ما این باشد که، IEEE در انتشارات خود بیش تر متمایل به جنبه ی سخت افزاری علم کامپیوتر می باشد؛ ACM بیش تر رو به جنبه ی نرم افزاری آن دارد. اما این مطلب همیشه هم درست نیست. آیا توانستم موضوع را برایتان روشن کنم؟

<strong>ATG : نه، اما ادامه بدیم. چرا ما، مشتری های شما، باید علاقمند باشیم که آیا یک انجمن یا یک ناشر تجاری ژورنالی چاپ می کند؟</strong>

<strong>دال</strong>: آه، موضوع مورد علاقه ی من. اگر شما نگاهی به تمام نمایه های کیفیت استانداردها بیندازید، مانند Journal Citation Report، مجلات چاپ شده توسط انجمن ها معمولا بطور قابل توجهی بالاتر از مجلات چاپ شده توسط ناشران تجاری قرار می گیرند، حداقل در زمینه ی ما. چیز دیگری که فهمیدیم این است که برخی از شاخص های با استاندارد پائین تر، مانند تولید اختراعات مهم جدید، شدیدا تحت تاثیر مجلات انجمن می باشند.

اجازه دهید مثالی برای شما بزنم، و بسیار به این مطلب افتخار می کنم: در سال 2006، بیش از 250 هزار اختراع ثبت شده در امریکا به ازای 25 شرکت برتر داشتیم - شرکت هایی همچون IBM، Hitachi، Samsung، HP، Sony، Intel و ... البته این اختراعات تنها در زمینه ی تکنولوژی نمی باشد بلکه شامل تمامی اختراعات آن ها می باشد - اختارعات شیمیایی، اختاعات نانو، و تمامی اختراعات. از این 250 هزار اختراع، 38 درصد بر اساس یک مقاله ی ژورنال IEEE بوده است. این یک نتیجه ی شگفت انگیز است! در جایگاه دوم، Elsevier Science با 9 درصد از اختراعات، قرار دارد. تمامی اختراعات ثبت شده توسط این 25 شرکت برتر، به نوعی بر اساس مقالات چاپ شده توسط انجمن های علمی می باشد - موسسه ی فیزیک امریکا، انجمن شیمی امریکا، انجمن واکیوم امریکا، و غیره ... .

بنابراین شما می توانید مطمئن باشید که مطالب تئوری چاپ شده توسط انجمن های علمی، در واقع اکتشافات R&D را به جلو رانده و سرانجام خود اقتصاد را به پیش می برند. علاوه بر این، اگر نگاهی به ناشران بزرگ تجاری STM بیندازید، بسیاری از مجلاتی که آن ها چاپ می کنند از طرف انجمن های علمی است که بسیار کوچک تر از آن هستند که خود مطالبشان را چاپ نمایند.

بنابراین به این علت شما باید توجه کنید که از یک مجله ی علمی اشتراک می گیرید یا از یک مجله ی اقتصادی. کتابخانه های دانشگاه ها می توانند و باید جزء مشتریان متمایز و ویژه ی باشند. و بنده حتی در مورد قیمت صحبت نخواهم کرد.

<strong>ATG : خوب موضوعات داغ در تکنولوژی چه چیزهایی هستند؟</strong>

<strong>دال</strong>: یک راه خوب برای پیدا کردن آن ها این است که سالانه سری به نشریه ی مارس/آوریل مجله ی "Technology Review" دانشگاه MIT بزنید. این نشریه در مورد ده تکنولوژی نوظهور صحبت می کند - پزشکی، نانوتکنولوژی، نرم افزار، انرژی، بیوتکنولوژی، ارتباطات راه دور، و از این دست موارد. چیزهای جالب و جدیدی که این ده دانشمند و مهندس بر روی آن ها کار می کنند.

خوب حالا، چیزی که من به عنوان یک بازاریاب دوست دارم انجام دهم، تحقیق در مورد این است که چه تعداد از این ده نفر مقالاتی در IEEE چاپ کرده اند یا در کنفرانس های IEEE سخنرانی کرده اند. همیشه، این مطلب در مورد اغلب آن ها صدق می کند - من این کار را برای 5 سال یا بیشتر است که انجام می دهم - و گاهی اوقات شامل تمامی آن ها می شود. سپس درباره این موضوع در جلسات صبحانه مشتری در کتابخانه و در شوهای تجاری که شرکت می کنیم، صحبت می کنیم. این راهی برای نمایش دراماتیک این موضوع است که تحقیقات IEEE ، تنها در مورد اختراعات، جهان را تغییر می دهد.

بنابراین اگر کمی به عقب بازگردیم، وقتی IEEE کا خود را آغاز کرد اختصاص به مهندسی برق داشت. سپس با مهندسی رادیو یکی شد. و هم اکنون در قرن 21 ام ما فراتر از این امور رفته و تمامی حوزه های تکنولوژی را تحت تاثیر قرار می دهیم، حتی پزشکی. در واقع، چند سال پیش، در سال 2003، یکی از اعضای IEEE به نام پال لاتربور، جایزه ی نوبل پزشکی را به خاطر اختراع ماشین MRI کسب کرد.

<strong>ATG : کتابدارها باید چه چیزهایی را در مورد IEEE بدانند؟</strong>

<strong>دال</strong>: ما آن ها را استخدام می کنیم! ما گروهی چهار نفره از مدیران خدمات ارباب رجوع داریم که به معنای واقعی کلمه در سراسر جهان مسافرت می کنند - تقریبا 60 درصد از تجارت ما بیرون از امریکای شمالی قرار دارد. - تا به کاربران در مورد محصولات IEEE آموزش دهند، به آن ها در مورد آخرین پیشرفت ها سخن بگویند، و بطور کلی سفیران خوبی برای IEEE باشند. در حال حاضر، آن ها درون بزرگ ترین شرکت های تکنولوژی، و بهترین دانشگاه ها، در امریکا، آلمان، ایتالیا، چین، ژاپن، هند، کره کار می کنند - شما کشور یا شرکت ، یا دانشگاه مورد نظر را نام می برید، و آن ها در آن جا هستند.

در واقع، من با داستان فوق العاده ای در مورد یکی از کتابدارانمان نتیجه گیری می نمایم. نام او راشل برینگتون است وچند سال قبل برای انجام یک دوره ی آموزشی در Jet Propulsion Lab در Caltech حضور داشت. این دوره ی آموزشی در طول هفته های پایانی قبل از ارسال مریخ نورد اتفاق افتاد. آن ها دیسک طلایی ایجاد کرده بودند که همگی می خواستند آن را امضا کرده و در مریخ نورد قرار دهند. از آن جا که راشل آن جا بود و ان ها او را دوست داشتند و از دوره ی آموزشی لذت برده بودند، از او خواستند که در صورت تمایل او نیز دیسک را امضا کند. او نیز پاسخ مثبت داده و آن کار را انجام داد. بنابراین امضای راشل روی این مریخ نورد و بر روی مریخ قرار دارد. این فوق العاده است! چیز بیشتری نمی توان گفت.

<strong>ATG : در پایان، در مورد خودتان به ما بگوئید. خانواده؟ سرگرمی؟</strong>

<strong>دال</strong>: من یک مهندس نیستم اگرچه همه این را از من می پرسند. مدرک من در رشته ی ادبیات و فلسفه بود، بنابراین می توانید مشاهده کنید که من به خوبی از آن استفاده می کنم. بنده سابقه ی انتشاراتی دارم، برای شرکت هایی مثل McGraw-Hill، Prentice-Hall، Pergamon و دیگران کار کرده ام. من مرد پیری هستم اما دو بچه ی جوان دارم، 11 و 14 ساله، بنابراین سعی می کنم همین طور وقتم را بگذرانم تا ببینم آن ها چگونه از آب در می آیند. من همسری دارم که برایم غنیمتی است (امدیوارم او این مطلب را بخواند!) و موسیقی را بسیار دوست دارم. تاکنون 2 هزار و 467 آهنگ بر روی iPod ام دارم که شامل سمفونی ها می باشد، و در حال حاضر در تلاش هستم تا ببینم با چه ترتیبی باید آن ها را گوش دهم.]]>
        
    </content>
</entry>

<entry>
    <title>مصاحبه ای با جاستین رتنر: خداحافظ الکترونیک، سلام اسپینترونیک!</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.electronews.ir/interviews/electronic/96/" />
    <id>tag:www.electronews.ir,2007:/interviews//4.96</id>

    <published>2007-11-20T23:04:48Z</published>
    <updated>2007-11-21T00:05:09Z</updated>

    <summary>گوردن مور(Gordon Moore)، در مقاله ی مشهور خود در آوریل 1965، در ژورنال Electronics، نوشت: &quot;مدارهای مجتمع منجر به شگفتی هائی بزرگ همچون رایانه های خانگی - یا حداقل ترمینال های متصل به یک رایانه ی مرکزی - کنترل های خودکار برای اتومبیل ها، و تجهیزات ارتباطی قابل حمل شخصی خواهند شد.&quot; او با بررسی آینده ی صنعت چنین پیش بینی کرد که، &quot;قیمت های کاهش یافته ی یکی از جذابیت های الکترونیک مجتمع می باشد و این روند همچنان...</summary>
    <author>
        <name>فرهاد سپيدفكر</name>
        
    </author>
    
        <category term="Electronic" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
    
    <category term="فوتونیک" label="فوتونیک" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#tag" />
    <category term="فوتونیکسیلیکونی" label="فوتونیک سیلیکونی" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#tag" />
    <category term="قانونمور" label="قانون مور" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#tag" />
    <category term="محاسباتکوانتومی" label="محاسبات کوانتومی" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#tag" />
    <category term="محاسباتسیلیکونی" label="محاسبات سیلیکونی" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#tag" />
    <category term="هوشمصنوعی" label="هوش مصنوعی" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#tag" />
    <category term="اینتل" label="اینتل" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#tag" />
    <category term="اسپینترونیک" label="اسپینترونیک" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#tag" />
    <category term="جاستینرتنر" label="جاستین رتنر" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#tag" />
    <category term="روباتیک" label="روباتیک" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#tag" />
    
    <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://www.electronews.ir/interviews/">
        <![CDATA[<img src="http://vnuuk.typepad.com/photos/uncategorized/img_2992.jpg" style="float:left; padding:4px">گوردن مور(Gordon Moore)، در مقاله ی مشهور خود در آوریل 1965، در ژورنال Electronics، نوشت: "مدارهای مجتمع منجر به شگفتی هائی بزرگ همچون رایانه های خانگی - یا حداقل ترمینال های متصل به یک رایانه ی مرکزی - کنترل های خودکار برای اتومبیل ها، و تجهیزات ارتباطی قابل حمل شخصی خواهند شد."

او با بررسی آینده ی صنعت چنین پیش بینی کرد که، "قیمت های کاهش یافته ی یکی از جذابیت های الکترونیک مجتمع می باشد و این روند همچنان ادامه پیدا خواهد کرد تا آنجا که تکنولوژی به سوی تولید توابع مداری بزرگ تر و بزرگ تر بر روی تنها یک لایه ی نیمه هادی حرکت خواهد کرد. برای مدارات ساده، قیمت هر قطعه تقریبا نسبت عکس با تعداد قطعات خواهد داشت." این بیان به قانون مور شهرت یافت. با گذشت 42 سال از آن تاریخ، این قانون همچنان معتبر است. اما آیا 10 سال بعد از این نیز همین طور خواهد بود؟ جاستین رتنر (Justin Rattner)، مدیر تکنولوژی اینتل، در این مصاحبه به این سوال پاسخ خواهد داد.

<strong>سوال: قانون مور هم اکنون 42 ساله می باشد و همچنان معتبر است. اما آیا در حال نزدیک شدن به مزهای پایانی خود نمی باشد؟</strong>

<strong>رتنر:</strong> زمانی که کسی می گوید که قانون مور به مرزهای خود نزدیک می شود، من نگاهی به گذشته ی تاریخ صنعت می اندازم. بنده بیش از 30 سال در حال فعالیت در این صنعت بوده ام. برای مدت زیادی با قانون مور زندگی کرده ام. شما می دانید که ما هیچ گاه نمی توانیم بگوئیم چه اتفاقی تا 10 سال بعد در تکنولوژی خواهد افتاد. و علت اینکه نمی توانیم از بیشتر از 10 سال جلو برویم این است که مطمئن هستیم درست پس از پایان آن مدت زمانی، 10 سال دیگر را در پیش روی خواهیم داشت. اگر شما به فناوری 45 نانومتری ما نظری بیندازید، خواهید دید... تعداد مشکلاتی را که ما در مورد قانون مور به عنوان یک قانون هدایتگر با آنها سروکار داشتیم خواهید دید.

چهار یا پنج سال پیش مردم می گفتند که قانون مور را به سبب مشکل نشتی به نقطه ی پایان خواهند رساند. گذر به دی الکتریک با گیت High-K و ترانزیستورهای با گیت فلزی از ترانزیستورهای با گیت سیلیکونی منجر به کاهش چشمگیری در نشتی گشت. این تنها یک مثال برای این است که نشان دهد چگونه ابتکاران فنی، چیزی را که تصور می شد یک محدودیت اساسی است، تحت تاثیر قرار داد. و ابتکارات بسیاری از این دست وجود دارند که من می توانم بیان کنم، هرچند هنوز آنها را به مرحله تولید نرسانده ایم.

بنابراین، آنچه می خواهم بگویم این است که در 10 سال بعد، ترانزیستورهائی که ما می خواهیم بسازیم شاید کوچکترین شباهتی به ترانزیستورهای امروزی نداشته باشند. این البته به معنای پایان قانون مور نیست.

<strong>سوال: اعلام چیپ 80 هسته ای نسل آینده، مثالی از آن تغییرات در طراحی ترانزیستورها می باشد؟</strong>

<strong>رتنر:</strong> دقیقا! شش یا هفت سال قبل، اینتل شروع به صحبت در مورد اینکه ما چگونه و با چه روش هائی با محدودیت های توان مقابله می کردیم، کرد؛ که این روش ها افزایش کارائی را بسیار سخت می کرد چرا که میزان توان و انرژی که توسط این پروسسورها به صورت گرما تلف می شود، بیش از آن چیزی است که ما بتوانیم به روشی قابل قبول از نظر هزینه آنها را خنک کنیم. بنابرای در سال 2001 در مورد این دیوار انرژی صحبت کردیم، و تصمیم گرفتیم تا روش جدیدی را در طراحی پروسور دنبال کنیم، که شامل استفاده از پروسسورهای با بازده انرژی بالاتر و سپس ... یک پروسسور چند هسته ای می شد. در نتیجه ما هم اکنون پروسسورهای دو هسته ای و چهار هسته ای را داریم. و همچنین نوع هشت هسته ای و بیشتر از آن را خواهیم داشت.

<strong>سوال: و 16 و 32  تایی و غیره ؟</strong>

<strong>رتنر:</strong> در واقع، بنده تصور می کنم آنچه ما در آینده خواهیم دید سیر تکاملی در تعداد مختلف افزایشی در پروسسورها در خطوط مختلف تولید باشد. فکر می کنم رایانه های قابل حمل و رومیزی بطور نسبی تعداد هسته ی پائینی داشته باشند و به سمت 8، 12، و شاید 16 هسته ای حرکت کنند. اما در مورد دسته ی بالاتر فکر کنم افزایش چشمگیری را شاهد باشیم، و این در واقع محرک و انگیزه ی اصلی برای طراحی پروسسور 80 هسته ای می باشد که دارای قابلیت محاسباتی بسیار بالائی است.

<strong>سوال: آیا فکر می کنید آینده ای برای انجام محاسبات بدون سیلیکون وجود دارد؟</strong>

<strong>رتنر:</strong> خوب، این یک سوال بسیار هیجان انگیز است. می دانید که در حال حاضر تصور اینکه سیلیکون به عنوان یک قطعه ی اساسی از ادامه ی راه خود باز خواهد ماند، بسیار سخت است. سیلیکون همانند یک ماده ی متنوع و پرکاربرد است که ما همچنان به دنیال کشف راه های جدیدی برای مهار کردن قابلیت های آن هستیم. برای مثال ما در حال ساخت دستگاه های نوری متنوعی از سیلیکون هستیم. در واقع، ما همین ماه پیش خیر از یک مادولاتور نوری سیلیکونی با سرعت 40 گیگابیت بر ثانیه دادیم. بنابراین هم اکنون ما یک سیگنال نوری را گرفته و آن را مادوله می کنیم، و داده ها را با سرعت 40 گیگابیت بر ثانیه در آن قرار می دهیم که تقریبا بالاترین سرعتی است که در بین تکنولوژی های مختلف وجود دارد. سیلیکون یک ماده ی بسیار قدرتمند است و فکر می کنم که به عنوان یک عنصر اساسی در نیمه هادی ها باقی خواهند ماند. و همچنان که به سوی طراحی های جدید ترانزیستور یا همان چیزی که ما می گوئیم معماری ترانزیستور، گام برمی داریم ممکن است موادی را معرفی کنیم که غیر سیلیکونی می باشند.

بنابراین، بنده در مورد ترانزیستورهای سطحی صحبت می کنم. ممکن است ما مواد دیگری را روی سطح ته نشین بکنیم و ترانزیستورهایی از مواد دیگر بسازیم یا ممکن است ابزارهائی بسازیم که که متکی به ویژگی های کوانتومی متفاوتی نسبت به بار الکترونیکی باشند. هر آنچه ما امروزه انجام می دهیم همچنان مدیون بار الکترونیکی می باشد، اما در واقع ما در حال جستجوی چیزهائی بر اساس برخی تاثیرات کوانتومی می باشیم. عموم مردم آن را اسپینترونیک می نامند (به خاطر "الکترونیک مبتنی بر اسپین"، اسپینترونیک مبتنی بر اسپین یک الکترون برای انتقال اطلاعات دیجیتال - 0 ها و 1 ها- می باشد). ممکن است که اسپینترونیک یک طراحی برای نسل آینده ارائه دهد اگر ما بتوانیم به این موضوع دست یابیم که چگونه می توان اثر اسپین را در مدارات  کاربردی و دستگاه ها کنترل کرد.

<strong>سوال: آیا شما اسپینترونیک را  به عنوان یک معادل برای محاسبات کوانتومی به کار می برید؟</strong>

<strong>رتنر:</strong> نه، نه، آنها دو چیز متفاوت می باشند. خوشحالم که این سوال را پرسیدید. محاسبات کوانتومی در واقع نوع متفاوتی از محاسبات می باشد که امروزه ما می دانیم بر اساس رفتار آماری یافت شده در فیزیک کوانتوم است. این نوع محاسبات برای برخی چیزها مفید و کاربردی خواهد بود اما برای خیلی از چیزهائی که ما امروزه انجام می دهیم چندان مفید نخواهد بود.

<strong>سوال: من فکر می کنم برای محاسبات سنگین مفید می باشد نه برای محاسبات لپ تاپ ها و رایانه های رومیزی امروزی، درسته؟</strong>

<strong>رتنر:</strong> بله، درست است. آن روش پتانسیل بالائی برای برای مطالبت عظیم و سنگین موازی ارائه می دهد که بسیار پر بازده است. اما تنها برخی مسائل می توانند توسط این نوع از محاسبات که رایانه های کوانتومی انجام خواهند داد، حل شوند. آنچه من در مورد آن سخن می گویم، به بیان ساده استفاده از یکی از ویژگی های کوانتومی می باشد، مثل 1 بودن بار و 0 بودن رنگ. اسپین خصوصا جالب خواهد بود اگر ما بتوانیم این اثرات اسپینی را در دستگاه های جدید با انواع متفاوت کنترل کنیم، و اینتل در حال تحقیق بر روی آن می باشد. اگر به قانون مور برگردیم، ممکن است ما به نقطه ی پایانی برای الکترونیک مبتنی بر بار الکتریکی تا 10 یا 15 یا 20 سال آینده برسیم، هر چقدر هم که طول بکشد بالاخره اتفاق خواهد افتاد. اما ما الکترونیک مبتنی بر بار را با یک سیستم مبتنی بر اسپین جایگزین می نمائیم. اگر شما بگوئید که این پایان قانون مور خواهد بود، بنده نمی دانم. اما تا زمانی که ما بتوانیم در مسیر بهبود کارائی و بازده انرژی و چگالی قدم برداریم شاید بتوانیم آن مرحله ی گذر را ایجاد کنیم.

<strong>سوال: حالا تمایل دارم به موضوع انتقال 40 گیگابیتی برگردم، که با نام فوتونیک سیلیکونی شناخته می شود. ممکن است توضیح دهید فوتونیک سیلیکونی چیست؟</strong>

<strong>رتنر:</strong> حتما، افزایش سرعت انتقال داده از طریق سیم مسی دیجیتالی همینطور سخت و سخت تر می گردد. همانطور که می دانید، روی یک بورد مداری سیم وجود دارد؛ آنها ممکن است در فاصله های زیادی از هم درون یک مرکز داده یا حتی فراتر از آن قرار داشته باشند. همانطور که هر کسی به خوبی آگاه است، مس ضرورتا از سیستم ارتباطات خارج شده است. هم اکنون فیبرهای نوری هستند که کره زمین را به یکدیگر مرتبط کرده اند. در واقع، جایی که من زندگی می کنیم شرکت تلفن فیبرهای نوری را به درب منزل من آورده است. بنابراین ارتباطات راه دور از طریق آن میسر می شود. و همینطور نزدیک و نزدیک تر می شود، اما هزینه آن نیز نسبتا بالا است.

بنابراین دوباره، 4 تا 5 سال پیش ما شروع به بررسی امکان ساخت این ابزارهای اپتیکی پر بازده بر روی سیلیکون کردیم.  و فوتودیتکتور (آشکارساز نور) های سیلیکون-ژرمانیم با کارائی بالا را ساختیم. ما مادولاتورها را با سرعت اولیه ی 10 گیگابیت بر ثانیه ساختیم و هم اکنون به سرعت 40 دست یافته ایم؛ ما همچنین مالتی پلکسرها دمالتی پلکسرها را ساختیم و سال پیش تکنولوژی به نام لیزر سیلیکونی هیبریدی را ایجاد کردیم - ما به واقع یک لیزر نوری الکتریکی را ساختیم. ما اکنون در نقطه ای قرار داریم که دارای منابع نور، مادولاتورها، مالتی پلکسرها، دمالتی پلکسرها و آشکارسازها می باشیم. ما هم اکنون توانائی کامل دریافت و ارسال نوری به هم پیوسته  را داریم، اما باید همه این ابزارها را با هم داخل یک چیپ قرار دهیم و آن چیزی است که هم اکنون روی آن کار می کنیم. چیزی که ما برای یک سال بعد یا بعد از آن برنامه ریزی کرده ایم ارائه ی یک ترانسیور (سیستم ارسال و دریافت) نوری کامل روی سیلیکون می باشد.

<strong>سوال: این تکنولوژی جدید چه زمانی در بازار در دسترس خواهد بود؟</strong>

<strong>رتنر:</strong> خوب، ممکن است که تا اواخر این دهه ما محصولات فوتونیک سیلیکونی را در بازار داشته باشیم. اگر 2010 نشد، شاید 2011، اما فکر می کنم که نزدیک هستیم.

<strong>سوال: مردم می خواهند بدانند ابزارهای محاسباتی آینده چه کاهائی انجام خواهند داد و چه زمانی طول می کشد تا انها را داشته باشند. برای هر چه رویائی تر کردن کاربردهای دهه ی بعدی بر روی چه الگوهائی کار می کنید؟</strong>

<strong>رتنر: </strong>ما به تمامی کابردها نظر داشته ایم، که نیازمند حجم بالادی از قدرت محاسباتی برای کاربردی شدن و توسعه یافتگی می باشند. این با چیزی که پیش از این در مورد آن صحبت می کردیم سازگار است، ساخت ماشین های چند هسته ای بسیار بالا مانند پروسسور 80 هسته ای... ما به دامنه ی گسترده ای از موارد نظر داریم مثل ردیابی کاربردی حرکت، توانائی دوربین های ویدئوئی برای مشاهده ی آن چیزی که شما انجام می دهید و تبدیل حرکات شما به حرکت یک انسان در یک رایانه. بنابراین همینطور که شما دستان خود را حرکت می دهید، فیگور موجود در رایانه نیز دستان خود را حرکت می دهد، و اگر شما چشمک بزنید، فیگور رایانه ای نیز با چشمان خود چشمک خواهد زد. ما در نظر داریم تا تمام حالات چهره و تمام حرکات بدن را بدست آوریم. احتمالا این کار می تواند پایه و اساس برای نسل آینده ی بازی ها بوده یا راهی برای آموزش رقص به دیگران می باشد. شریک مجازی شما یک رایانه خواهد بود.

کاربرد جالب توجه دیگر این است که جایی که ما یک ویدئوی زنده از یک مسابقه ی ورزشی مثل فوتبال را تنظیم می کنیم ، رایانه همه ی بازیکن ها را ردیابی و بازی را مشاهده می کند و بصورت خودکار تصویری مشخص نمایش می دهد. بنابراین شما می توانید بگوئید که من فقط می خواهم شوت به دروازه ها را یا فقط ضربات پنالتی را تماشا کنم یا فقط می خواهم این بازیکن خاص را تماشا کنم و به من همه ی تصاویری را که این بازیکن توپ را در اختیار دارد نشان ده. رایانه می تواند تمام این چیزها را بصورت خودکا انجام دهد. این کار البته نیازمند حجم انبوهی از محاسبات است: ردیابی تمامی بازیکنان، آنالیز حرکات، و همه ی چیزهائی که اتفاق می افتد. بنابراین، تا 5 سال آینده شاید یافتن این ویژگی در تلویزیون ها چندان غیرعادی نباشد. اینها چندین مورد از کاربردهای آن در آینده می باشد که ما بر روی آنها کار می کنیم.

هم اکنون، ما همچنین در حال کار بر روی ابزارهای کمکی هستیم. ما آزمایشاتی بر روی تعدادی از تکنولوژی ها انجام داده ایم که شما می توانید با خود حمل کرده و یا آنها زیر لباستان نگاه دارید. آنها ضربان قلب، تنفس، فعالیت فیزیکی شما و تمام موارد شما را کنترل می کنند. آنها اطلاعاتی در اختیار شما قار می دهند که شیوه ی زندگی شما ا بهبود بخشیده و منجر به سلامتی بهتر خواهد شد یا در مورد یک وضعیت پزشکی به شما هشدار می دهد تا به یک پزشک مراجعه نمائید.

<strong>سوال: امروزه، ما برخی روبات های هیجان انگیز واقعی می بینیم که مجهز به تشخیص تصویر و صحبت می باشند. برخی از آنها، به خصوص آنهائی که برای سازمان دفاع طراحی شده اند، می توانند مانند یک موجود زنده راه بوند. آیا فکر می کنید عصر ترمیناتور نزدیک است یا عصر ماشین های هوشمند در حال آمدن است؟</strong>

<strong>رتنر:</strong> عصر ماشین های هوشمند، چیزی است که شما گفتید؟ خوب، من فکر می کنم که  از چند جنبه جواب باید مثبت باشد. پلتفورم کمکی که من داشتم در موردش صحبت می کردم ابعاد متنوعی دارد. همین حالا شما می توانید آن را در جیب خود قرار دهید یا روی کمربندتان ببندید یا چیزی شبیه به آن. آن تمام این داده ها را جمع آوری می نماید و نتیجه گیری می نماید. آن می تواند بگوید که شما نشسته اید یا سر پا هستید، یا داخل خانه اید یا خارج از خانه، اینکه در حال بالا رفتن از پله ها یا پائین رفتن هستید، و سپس بر اساس آن می تواند تصمیمات بسیار دیگری در مورد اینکه شما در حال انجام چه کاری هستید بگیرد. منظور من این است که، وقتی الگوهای فتاری شما را یاد بگیرد، می تواند بگوید شما در خانه هستید یا در سر کار، یا در حال رانندگی ماشین هستید یا ب روی کاناپه نشسته اید.

فکر می کنم این مجموعه ی کامل از محاسبات ادراکی می تواند منشا پیشرفت های سریعی باشد. تصور می کنم که در طول دهه ی آینده یا بعد از آن دستگاه هائی وجود خواهد داشت، حال روبات باشند یا نه، که دارای ادراکات محاسباتی بوده و یک فتار مشابه به انسان از خود به نمایش خواهند گذاشت. فکر می کنم این امر بطور قطع اتفاق خواهد افتاد.]]>
        
    </content>
</entry>

<entry>
    <title>مصاحبه اي كوتاه با Jeffrey Taft: هوشمند كردن شبكه هاي قدرت</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.electronews.ir/interviews/power/29/" />
    <id>tag:www.electronews.ir,2007:/interviews//4.29</id>

    <published>2007-09-21T00:49:54Z</published>
    <updated>2007-09-29T03:25:29Z</updated>

    <summary>مصاحبه كننده: Margery Conner از EDN جفري تفت (Jeffrey Taft) مدير آرشيتكت شبكه هاي هوشمند در قسمت خدمات تجارت جهاني IBM مي باشد. سوابق او در زمينه پردازش سيگنال ديجيتالي بسيار حياتي است چرا كه او مسئوليت رهبري پروژه ي مهمي را دارد كه مي خواهد IBM را به عنوان تغذيه كننده نرم افزاري مطرح سازد كه اين نرم افزار توانائي اجراي شبكه هاي قدرت هوشمند را داشته باشد. از آقاي Taft پرسيديم، شبكه هاي هوشمند مستلزم و شامل چه...</summary>
    <author>
        <name>فرهاد سپيدفكر</name>
        
    </author>
    
        <category term="power" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
    
    <category term="ibm" label="IBM" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#tag" />
    <category term="پردازشسيگنال" label="پردازش سيگنال" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#tag" />
    <category term="شبكههوشمند" label="شبكه هوشمند" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#tag" />
    
    <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://www.electronews.ir/interviews/">
        <![CDATA[مصاحبه كننده: Margery Conner از <a href="http://edn.com">EDN</a>
<img src="http://a330.g.akamai.net/7/330/2540/20070823123903/www.edn.com/articles/images/EDN/20070903/18voices.jpg" style="float:left; padding:3px">جفري تفت (Jeffrey Taft) مدير آرشيتكت شبكه هاي هوشمند در قسمت خدمات تجارت جهاني IBM مي باشد. سوابق او در زمينه پردازش سيگنال ديجيتالي بسيار حياتي است چرا كه او مسئوليت رهبري پروژه ي مهمي را دارد كه مي خواهد IBM را به عنوان تغذيه كننده نرم افزاري مطرح سازد كه اين نرم افزار توانائي اجراي شبكه هاي قدرت هوشمند را داشته باشد. از آقاي Taft پرسيديم، شبكه هاي هوشمند مستلزم و شامل چه چيزهائي هستند، چه منافعي براي بنگاه هاي تجاري و مصرف كنندگان دارند، و پردازش سيگنال ديجيتال چه نقشي در تحويل برق به مصرف كنندگان بازي مي كند.

<strong>شبكه هوشمند دقيقا چيست؟</strong>

ابتدا، بيائيد در مورد شبكه به شكلي كه هم اكنون موجود است صحبت كنيم: شما يك زير ساخت توزيع داريد كه شامل ايستگاه هاي توليد نيرو، خطوط انتقال ولتاژ-بالا براي حمل حجم بالايي از نيرو به سمت نقاط تحويل، ايستگاه هاي فرعي براي شكستن آن نيرو به ولتاژهاي پائين، مدارات تغذيه كننده، و در آخر ترانسفورماتورهاي توزيع براي كاهش بيشتر ولتاژ و مناسب استفاده در منزل شما ، مي باشد. هم اكنون، شبكه برق احتمالا در مورد زمان قطع برق چيزي متوجه نمي شود مگر پس از اينكه تعداد كافي از كاربران توخواني شوند. يك شبكه نيروي هوشمند ابزارآلاتي به دستگاه هاي شبكه مي افزايد، به ايستگاه هاي فرعي، و به خطوط انتقال، و حجم انبوعي از داده ها را جمع آوري مي كند و سپس اين داده ها را پردازش كرده، قادر خواهد بود تا بصورت يك شبكه خودكار عمل كند.

<strong>اين هوشمندي در كل چه معنايي براي مصرف كننده ي مسكوني يا صنعتي خواهد داشت؟</strong>

ابعاد مختلفي در مورد منافع وجود چنين شبكه هوشمندي مي توان در نظر گرفت؛ برخي تاثير مستقيم و برخي اثر غيرمستقيم دارند. اجازه دهيد در مورد تاثيرات مشتري صحبت كنيم. آيا شما مايليد كه بدانيد چه زماني برق شما قيمت بالاتري و چه زماني قيمت پائينتري دارد و بتوانيد استفاده ي خود را بر اين اساس بهينه كنيد؟ آيا مايليد تا بدانيد كه، در طول ساعات مشخصي از روز، برق شما گران تر است؟ آيا دوست داريد كه شبكه شما با شما تماس بگيرد و بگويد كه برق در خانه شما قطع است و اين امكان را به شما بددهد تا گام هاي اوليه را انجام دهيد؟ آيا تمايل داريد كه حتي يك قطعي برق را تجربه نكنيد چرا كه شبكه، پيش از اتفاق افتادن اين امر، راهي براي مديريت آن دارد؟ همه ي اين چيزها با يك شبكه ي هوشمند در دسترس خواهند بود.

<strong>چرا صنايع برق مي خواهند به سمت شبكه ي هوشمند حركت كنند؟</strong>

هنگامي كه سنسورهاي توزيع شده به سيستم انتقال و توزيع اضافه مي شوند، شبكه مي تواند بطو خودكار تمام آن داده ها را به منظور اهداف كنترلي، مانيتورينگ دارائي ها، مانيتورينگ كيفيت برق، و براي هوشمندي قطعي برق مورد تجزيه و تحليل قرار دهد. علاوه بر اين، ايجاد اعتماد در مشتري نسبت به هشدار هاي قطعي برق از ديگر اهداف است؛ شبكه دقيقا مي داند كه قعز برق در كجا خواهد بود، چه تجهيزاتي تحت تاثير قرار خواهد گرفت، و علت اصلي چيست و بطور خودكار خدمه تعمير مورد نياز را اسال خواهد كرد. البته، حتي پيش از اينكه گروه تعمير شروع به كار كنند، شما مايليد كه اين نقطه ي خطا را بوسيله سوئيچينگ خودكار ايزوله كنيد و تا حد امكان، حداكثر مصرف كنندگان را از طريق دور زدن نقطه مشكل ساز در شبكه نگه داريد. شبكه هوشمند قادر به انجام تمام اين كارها است.

<strong>شما يك مهندس الكترونيك با سابقه اي قوي د زمينه پردازش سيگنال ديجيتال هستيد. اين سابقه چگونه به شما كمك مي كند تا يك شبكه نيروي هوشمند بسازيد؟</strong>

پارامترهاي زيادي وجود دارند كه شما بايد از داده هاي waveform خام استنتاج كنيد. سيستم توزيع قدرت يك سيستم سه فاز با اتصالات پيچيده مي باشد. ويوفرم اسمي اين سيستم بايد بصورت موج سينوسي ساده باشد اما در عمل اينطور نيست و شما مجبور هستيد كه پردازش سيگنال پيچيده اي انجام دهيد تنها براي اينكه پارامترهايي را استخراج كنيد كه به شما مي گويند چه اتفاقاتي در حال وقوع است. از طريق پردازش سيگنال ديجيتال، ما اطلاعاتي را بدست مي آوريم كه به ما جريان نيروي واقعي و واكنشي را نشان مي دهد كه موجب آشكارسازي و مكان يابي مشكلات موجود در نقاط خطا مي شود. ما مي توانيد آن داده ها را د سرتاسر چندين سنسور و چندين خطوط نيرو با هم تلفيق كنيم.

براي مثال، يك مدارشكن (circuit breaker) معمولي مي تواند چندين بار راه اندازي شود تا ببيند كه آيا خطايي به سمت "خود ترميمي" پيش مي رود يا نه. فرض كنيم شاخه اي خراب شده و دو خط نيرو را از شبكه بيرون مي اندازد. اين امر ممكن است موقتي بوده و رفع شود؛ شما نمي خواهيد كه به خاطر يك خطاي موقت نيروي موجود را از دست دهيد. بنابراين، مدارشكن مدار را باز مي كند،منتظر مي ماند، ان را مي بندد و بررسي مي كند كه آيا برق آنجا هست يا نه. اين فرايند مي تواند چندين بار تكرار شود و هر بار مدارشكن بسته مي شود، جريان سريعي را از مدارشكن، ترانسفوماتور و خطوط عبور مي دهد كه باعث ايجاد فشار جدي بر تجهيزات مي گردد. اگر شما بتوانيد از روي ويوفرم نيرو فورا بگوئيد كه اين مشكل، يك نقص و خطاي ثابت و پايدار خواهد بود، ديگر نيازي نيست كه سيكل دوباره بستن مدارشكن را انجام دهيد.

آگاهي از عملكرد شبكه قدرت تماما با اعدادي آغاز مي شود كه از طريق پردازش سيگنال ديجيتال بدست مي آيد. پردازش سيگنال ديجيتال در قلب يك شبكه قدرت جاي مي گيرد و درك پيشرفته سيگنال از طريق تجزيه و تحليل ها ، داده هاي سيگنالي را به اطلاعاتي مبدل مي سازد كه بر اساس آنها مي توان به خوبي عمل كرد، چه بوسيله ي سيستم هاي خودكار و چه بوسيله ي افراد. در نهايت، شبكه ي هوشمند امكان اندازه گيري و حفاظت از كيفيت و اطمينان پذيري شبكه قدرت، انجام كنترل هاي شبكه اي پيچيده، ماكزيمم سازي بكارگيري امكانات موجود، پاسخگوئي سريع ، و در اغلب موارد خودكار، به مشكلات شبكه را مهيا مي سازد.]]>
        
    </content>
</entry>

</feed>

